تبليغاتX
جنجال دو تیم محبوب پایتخت
در جواب اس اس جون
در جواب سارای عزیزم

رنگ قرمز دلتون رو میزنه؟ پس قابل توجه شما و همه ی آبی ها-----> دانشمندان به این نتیجه رسیدن اشعه ای که از خورشید به زمین میرسه و باعث حیات روی زمین میشه قرمز رنگه!!!!!
و بازم به این نکته توجه کنید که آبی یک رنگ مجازیه حتی رنگ اسمون هم آبی نیست

در مورد جایز و الخطا بودن باید بگم توجیه خوبی بود و همه قانع شدیم

در مورد نداشتن اعتیاد حجازی فقط میتونیم به مدت یک ساعت همه با هم بخندیم

دوستدار پرسپولیسی ها ------->سونیا

|+|
نوشته شده توسط : سونیا سارا بهار در تاريخ : دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و در ساعت: 14:20
من اومدم
سلام به دوستای آبی

اول شرمنده که کم کاری کردم شما به بزرگی خودتون ببخشید ولی راستش هر وقت میومدم تا بنویسم رنگ قرمز دلم و میزد دست خودم نیست که من فقط با آبی آرامش میگیرم

اول جوا این خانوم های پرسپولیسی رو بدم یه کم پرو شدن :

در مورد خط دفاع باید بگم : انسان جایزو الخطاست

در مورد حجازی عزیزم باید بگم:ایشون هیچ گونه اعتیادی ندارند

بازی اولم که بردیم البته باید بگم استقلال اهوازم خوب بازی کرد بایدم خوب بازی کنه اخه الکی اسم استقلال روش نیست که............

امیدوارم بازی های بعدی رو ببریم تا روی بعضی ها کم بشه

قربان شما : سارا

|+|
نوشته شده توسط : سونیا سارا بهار در تاريخ : دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و در ساعت: 14:12
چه خبر از هفته ی اول؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام به دوستای خوب پرسپولیسی

با آغاز لیگ هفتم سعی میکنیم با مطالبی بیشتر و بهتر در خدمت شما دوستان عزیز باشیم

در هفته ی اول لیگ هفتم دو تیم محبوب پایتخت نتایجی مشابه به هم داشتد .یه جمله بدون تعصب ----------------->هیچ کدام از دو تیم محبوب خوب بازی نکردند . ولی باید قبول کنیم بازی پرسپولیس با توجه به اینکه بازیکنان خط دفاع جدید دارد که کاملا با هم هماهنگ نستند بهتر از استقلالی بود که خط دفاعش با هم هماهنگی کامل دارند.البته در بازی اول استقلالی ها شاهد ضعف شدید در دفاع و همچنین ضعف در خط میانی بودیم تنها نقطه ی قوت استقلالی ها سانتر های موثر محمد نوازی بود( به دلیل داشتن نسبت فامیلی با آقای نوازی از انتقاد کردن معذوریم)  

اولین سوتی لیگ ۷: باخت قهرمان فصل پیش (سایپا) در مقابل قعر نشین فصل پیش

بهترین بازیکن لیگ ۷: در هفته ی اول:نیکبخت و نوازی

نحسی لیگ ۷ :یکسان بودن نتیجه ی بازی پرسپولیس و استقلال (البته این موضوع برای ما نحس بود )

باید نتظر ماند و نتایج را در هفته های بعدی دید .بلاخره پیروز میدان یا افشین قطبی خواهد بود یا حجازی(البته شانس استقلال زمانی بیشتر میشود که حجازی خان قبل از هر بازی حسابی خودش رو بسازه تا ...............)

عاشق پرسپولیس -------->سونیا جون

|+|
نوشته شده توسط : سونیا سارا بهار در تاريخ : دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و در ساعت: 14:4
سلام دوستا ی گلم

امكان فسخ قرارداد وجود ندارد
معدنچى: درجدايى ازپرسپوليس عجله كردم.
143493.jpg
 
 تلاش مسؤولان پرسپوليس براى حفظ مهرزاد معدنچى نتيجه نداد و اين بازيكن، فصل آينده در باشگاه الشعب امارات بازى خواهد كرد. اين در حالى است كه شايعاتى درخصوص عدم تمايل مسؤولان باشگاه الشعب امارات براى جذب معدنچى منتشر شده بود.
وى در گفت وگو با فوتبال ايران، اظهار داشت: «آقاى كاشانى خيلى تلاش كرد تا به پرسپوليس برگردم ولى اين موضوع امكان پذير نبود.»
مثل اينكه ۲ بار با كاشانى جلسه داشتى؟
< بله، ايشان از دست من ناراحت بود ولى در مورد مسائل اخير چند ساعت با هم حرف زديم و آقاى كاشانى هم با اين موضوع، منطقى برخورد كردند.
دليل ناراحتى كاشانى چه بود؟
<من در مصاحبه اى گفته بودم براى تمديد قراردادم، هيچ كس از باشگاه پرسپوليس تماس نگرفته و آقاى كاشانى هم از اين موضوع ناراحت بودند. در مورد اتفاقاتى كه باعث جدايى ام از پرسپوليس شده، بعضى روزنامه ها شيطنت كردند ولى به مديرعامل پرسپوليس گفتم شايد من هم تا حدى مقصر باشم.

بحث بازگشت به پرسپوليس به كجا انجاميد؟
< دوست داشتم اين فصل هم در پرسپوليس بازى كنم و آقاى كاشانى هم در اين مورد تلاش زيادى كردند ولى متأسفانه امكان فسخ قرارداد با الشعب امارات وجود ندارد.
ولى هنوز قرارداد رسمى با اين تيم اماراتى امضا نكرده  اى.

<در مالزى با الشعب قرارداد رسمى امضا كردم و تحت هيچ شرايطى نمى توانم به پرسپوليس بازگردم. آقاى كاشانى حتى در اين مورد با مدير برنامه هايم صحبت كردند و وقت زيادى گذاشتند تا اين مشكل حل شود ولى متأسفانه نمى توانم براى پرسپوليس بازى كنم.
شايعه شده بود مسؤولان الشعب به دليل نيمكت نشينى ات در جام ملت ها، از جذب تو منصرف شده اند.
< اين موضوع به هيچ عنوان صحت ندارد، حتى آنها اعتراض كرده اند كه چرا در تمرينات حاضر نمى شوم. به احتمال فراوان طى يكى دو روز آينده راهى امارات مى شوم.
از اينكه ديگر در پرسپوليس بازى نمى كنى، چه احساسى دارى؟

< چند ماه پيش روزنامه ها نوشتند پرسپوليس، معدنچى را نمى خواهد و در اين مورد با آقاى كاشانى حرف زدم؛ به او گفتم من به عنوان يك بازيكن غرور دارم و شايد در جدايى از پرسپوليس عجله كردم ولى نبايد از شيطنت بعضى روزنامه ها هم به سادگى عبور كرد.
 
143424.jpg
پس فكر مى كنى در جدايى از پرسپوليس، عجله كردى؟
< در اين مورد با توجه به مطالبى كه روزنامه ها نوشتند، تحريك شدم ولى آن قدر شهامت داشتم به آقاى كاشانى بگويم تا حدودى هم خودم مقصرم. در مورد مديرعامل پرسپوليس بايد بگويم ايشان قصد كمك به اين باشگاه را دارند و در تمامى كارها برنامه ريزى كرده اند. من قول مى دهم اگر آقاى كاشانى مرا بخواهد، فصل آينده با كمال ميل به پرسپوليس بازخواهم
گشت.
جام ملت ها براى مهرزاد معدنچى چطور بود؟
< در مجموع ۴ بازى، بيشتر از ۷۰ دققه بازى نكردم و تيم ملى هم قهرمان نشد. طبيعى است كه اين وضعيت براى من راضى كننده نيست ولى در اين مسابقات خيلى خوب تمرين كردم و بسيار آماده بودم كه اين برايم اتفاق مهمى محسوب مى شود.
از اينكه فرصت كافى براى بازى كردن نداشتى، ناراحت نيستى؟
< خيلى ها معتقد بودند بايد به عنوان بازيكن ثابت بازى كنم ولى هيچ وقت اعتراض نكردم چون همه چيز به نظر سرمربى بستگى دارد. در تمرينات آنقدر آماده بودم كه سرانجام مقابل كره جنوبى فيكس بازى كردم و اين موضوع حائز اهميت است.
حرف آخر...

< از تماشاگران پرسپوليس تشكر مى كنم كه هميشه مرا مورد لطف  قرار داده اند. هرچه دارم از پرسپوليس است و مطمئن باشيد خيلى زود به اين تيم برمى گردم.

اینم رفت.........

عاشق پرسپولیسی ها سونیا و بهاررررررر


|+|
نوشته شده توسط : سونیا سارا بهار در تاريخ : یکشنبه هفتم مرداد 1386 و در ساعت: 14:9
سلامممممممممممم

اول از محمد نصرتی خبر بدمممممم

نصرتى: مى خواهم با پرسپوليس قهرمان شوم.
*ازليدز گذشت تا سرخپوش *
143352.jpg
محمد نصرتى با عقد قراردادى يكساله به پرسپوليس پيوست. بالاخره طلسم پرسپوليسى شدن اين مدافع ملى پوش شكست و محمد نصرتى ظهر ديروز و پس از توافق با مسؤولان پرسپوليس، راهى هيأت فوتبال شد و قرارداد يكساله خود را با باشگاه پرسپوليس به ثبت رساند.
نصرتى در شرايطى با پرسپوليس به توافق رسيد كه مدير برنامه هايش به تهران آمده بود تا او را براى حضور در تيم ليدز به انگلستان ببرد اما نصرتى قيد انگليس را زد و قرارداد خود را با پرسپوليس ثبت كرد. نصرتى پيش از اين از تيم دينامو زاگرب هم پيشنهاداتى داشت كه به اين تيم هم فكر نكرد. اين بازيكن در جواب به اين سؤال كه چرا به انگلستان نرفتى هم گفت: «ليدز در دسته دوم انگلستان حضور دارد و در شأن من نبود كه به ليگ دسته دوم انگليس بروم. از انتخاب پرسپوليس راضى هستم و مى خواهم با اين تيم بزرگ قهرمان شوم.»
143322.jpg
بالاخره مذاكرات پرسپوليسى ها با محمد نصرتى نتيجه داد و اين بازيكن با ثبت قراردادى يكساله به پرسپوليس پيوست. مدافع تازه وارد پرسپوليس در اين خصوص مى گويد: «از پيوستن به تيم بزرگى چون پرسپوليس خوشحالم. معتقدم پرسپوليس لياقت و توانايى قهرمانى را دارد و آمده ام كه با پرسپوليس قهرمانى در ليگ هفتم را جشن بگيريم. با تمام وجود براى پرسپوليس بازى مى كنم و اميدوارم فصل خوبى را در اين تيم سپرى كنم.» محمد نصرتى در پايان صحبت هايش نيز اينچنين مى گويد: «هواداران خوب و پرشمار پرسپوليس هميشه حامى اين تيم بوده اند و من اطمينان دارم در اين فصل با حمايت آنها مى توانيم به جايگاهى كه شايسته پرسپوليس است دست پيدا كنيم.»
دمت گرم نصرتی !!!!
 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*******************ــــــــــــــــــــــــــــــــ*************
 
حالا از میثم سلیمانی می گم!!!
 
143283.jpg
 
چند روز بيشتر از روزى كه حميد استيلى با همان اعتماد به نفس هميشگى مقابل يكى از خبرنگاران ظاهر شد نمى گذرد. سؤال خبرنگاران آن روز به شايعاتى برمى گشت كه درباره مصدوميت ميثم سليمانى مطرح شده بود. شايعاتى كه وضعيت پاى او را وحشتناك تر از آن چيزى توصيف مى كرد كه توانايى عقد قرارداد با نامى مثل پرسپوليس را داشته باشد، اما براى سرمربى هيچ كدام از بحث هاى مطرح شده محلى از اعراب نداشت. استيلى تأكيد كرد كه حضور سليمانى بعد از پشت سرگذاشتن چند تست پزشكى قطعى شده و او در حال حاضر هيچ مشكلى براى همراهى پرسپوليس ندارد.
پاسخ، قاطع به نظر مى رسيد. شايد قاطع تر از آنكه بتواند پاى اظهارنظرهاى خصوصى را وسط بكشد. مسائلى كه اغلب از طرف دوستان و هم تيمى هاى نزديك او در فولاد مطرح مى شد. آنها كه معتقد بودند دوست صميمى شان شرايط چندان مساعدى براى حضور در پرسپوليس ندارد، چه آمار حضور كج دار و مريز در فولاد فصل پيش هم مى توانست گواه خوبى براى ادعاى مطرح شده باشد، اما صحبت هاى استيلى روى عملى شدن تمام شايعات خط قرمز بزرگ كشيد، استيلى اتفاقاً سليمانى را يكى از بهترين  خريدهاى فصل جديد مى دانست، بازيكنى كه حتى مى توانست جاى خالى تمام ستاره هاى سفر كرده را پر كند.
آن روز آن خبرنگار و همه آنهايى كه براى شنيدن آخرين اظهارنظر رسمى استيلى درباره شرايط ويژه سليمانى راهى تمرين هاى پرسپوليس شده بودند به نقل قول منبع رسمى باشگاه اكتفا كردند. تكذيبيه اى كه جلوى تمام شايعات احتمالى بعدى را هم مى گرفت، اما آنها هرگز تصور نمى كردند عمر اظهارات مطرح شده چند روز بيشتر نباشد. صحبت هايى كه در جريان تمرين بعد از ظهرشنبه نقش برآب شد. درست به فاصله چند روز بعد از آن پرسش و پاسخ به ياد ماندنى، ميثم سليمانى روى زمين نشست و با اشاره اعلام كرد ديگر قادر به ادامه كار نيست، مى شد خيلى راحت دوباره به ياد اظهارنظر دوستان صميمى او در فولاد افتاد.
كسانى كه قطعاً بهتر از هر منبع موثق ديگرى مى توانستند شرايط هم تيمى شان را توصيف كنند، به اضافه چهره مضطرب استيلى كه مشخص نبود چرا اين بار يادآورى تست هاى پزشكى قبل از قرارداد نمى تواند آن اعتماد به نفس هميشگى را دوباره به او هديه كند. در كنار تمام اينها نتيجه MRI اوليه تراژدى مصدوميت خريد تازه را تكميل كرد.
عمل جراحى فورى روى زانوى پاى سليمانى و استراحت مطلق يك ماهه به معناى اين است كه پرسپوليس هفته هاى ابتدايى را در شرايطى آغاز خواهد كرد كه ستاره مورد علاقه آقاى سرمربى، جايى در تركيب تيم ندارد.
پرسپوليس بدون ميثم سليمانى، بازيكنى كه قرار بود جاى خالى تمام نداشته ها را با ساق هاى مصدوم اش به تنهايى پر كند مقابل حريفان قرار مى گيرد و درست در همان روزهاست كه او مى تواند تمرين هاى سبك ورزشى و نرم دويدن هاى معمولى را كم كم شروع كند. استارتى كه البته هنوز مشخص نيست دقيقاً از چه زمانى مى تواند به حضور نهايى در تركيب منتهى شود. نقل قول استيلى كه مثل هميشه همه چيز را بدون مشكل خاصى
برمى گردم و جبران مى كنم
توصيف مى كند بازگشت دوباره را به يك ماه ديگر موكول مى كند اما دوستان صميمى اتفاق به وجود آمده را فاجعه آميزتر از اين چيزها مى دانند.
شايد اين بار بايد نظر گروه دوم را جدى تر گرفت. دفعه قبل كه يادتان هست؟
بر می گردم و جبران می کنم؟؟؟

سليمانى: هواداران حق دارند دلخور باشند .
 
هافبك تازه وارد پرسپوليس درباره آسيب ديدگى اش و همچنين واكنش هواداران در اين خصوص گفت: هواداران بابت مصدوم شدن من ناراحت هستند و به آنها حق مى دهم.
متأسفانه با بدشانسى روبرو شدم. شايد خواست خدا بود كه اين اتفاق رخ دهد. در حال حاضر در حال فيزيوتراپى هستم و هر موقع پزشك تيم صلاح بداند، تمرينات را شروع مى كنم.
بازيكن خوزستانى درباره انتقادهايى كه نسبت به خريد او مى شود، بيان كرد: براى من اين حرف ها اهميتى ندارد. مهم اين است كه باشگاه و كادر فنى مرا قبول دارند. از زمانى كه در تمرينات پرسپوليس شركت كردم، هواداران از من استقبال خوبى انجام داده اند. مصدوميت براى هر بازيكنى پيش مى آيد و اجتناب ناپذير است.
سليمانى در خصوص اينكه هواداران و علاقه مندان پرسپوليس بابت مصدوميت او ناراحت و دلخور هستند، بيان كرد: اگر تماشاگران از اين موضوع ناراحت هستند به آنها حق مى دهم. به محض بازگشت به تمرينات تلافى مى كنم. اولين بار نيست كه مى خواهم در ليگ برتر بازى كنم.
در بازگشت، به منتقدانم نشان مى دهم چه بازيكنى هستم.
 
فعلا همینا رو داشته باشید تا بعد
عاشق پرسپولیس و پرسپولیسی ها :*:*: بهار و سونیا
 
|+|
نوشته شده توسط : سونیا سارا بهار در تاريخ : پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و در ساعت: 12:41
قلعه نوعی جات توی سطل آشغاله!!!
سلام بچه ها

امروز با مشکی نوشتم چون این قلعه نوعیه چی چی شده خون ما رو سیاه کرد

گوش کنید ببینید چی شده اون موقع می فهمید چی می گم!!!

سكوت همه جا را فرا گرفته، همه بهت زده روى صندلى خشكشان زده، كره اى ها بالا و پايين مى پرند. افشين قطبى آنچنان فرياد مى زند كه گويى جام جهانى را فتح كرده. پزشك تيم ملى با چهره اى پراسترس مربى ايرانى كره را به كنار مى برد و مى گويد: تو ايرانى هستى، خجالت بكش چرا در برابر هموطنانت اينگونه جنب و جوش دارى؟ همه به تو نگاه مى كنند و...!
آرام آرام سرو صدا كم مى شود اما غم روى سكوهاى بوكيت جليل خانه كرده، پسركى صورت رنگ كرده آنقدر اشك ريخته كه ديگر مشخص نمى شود پرچم ايران بر صورتش نقش بسته بود. مردى ميانسال با فرياد گريه مى كند و مى گويد: آقاى خطيبى تو فوتباليست نيستى، براى هميشه برو!
خبرنگار كره اى به هموطنش
مى گويد: بايد از آنها سپاسگزار باشيم كه على دايى را خط زدند!
جواد كاظميان روى زمين ولو شده و زار مى زند( الهی فدای اون دلت بشم جواد نازنینم)، آندو كه تمام اميدش اين بود كه پنالتى بزند حسرت صعود را مى خورد. جناب سرهنگ مناجاتى به اين فكر مى كند كه تا چند ساعت ديگر چگونه با ايرانى ها در فرودگاه مهرآباد روبرو شود. او خوب مى داند كه سرنوشتى مشابه همايون خان شاهرخى در انتظارش است.
ايمان مبعلى يواشكى اشك مى ريزد. چند قدم آن طرف تر وحيد طالب لو كه تا پيش از بازى خيال نمى كرد جانشين حسن شود به اين موضوع فكر مى كرد كه چگونه چهار توپ كره اى ها به تور دروازه اش چسبيد.
هوا بس ناجوانمردانه سرد است. امير قلعه نويى به تعداد صفحات برنامه اش فكر
مى كند. راستى سرنوشت تيم با برنامه ما چه شد؟ آن ۱۲۰ صفحه معروف كه در دكان هيچ بقال و عطارى پيدا نمى شود.
همان دستاوردى كه امير قلعه نويى از آن به عنوان افتخاراتش ياد مى كرد: من بهترين تيم آسيا را ساختم، شما غريبه پرست هستيد، شما نمى توانيد موفقيت يك مربى لايق ايرانى را ببينيد! شما، شما و باز هم شما. حرف هاى امير قلعه نويى تمامى ندارد. دوستان گرمابه و گلستانش كه هنوز هيچكس نمى داند آنها براى چه در مالزى هستند سراغش مى آيند. آقاى «ك» و «ق» زير بغل هايش را مى گيرند تا ثابت كنند فداييان خبره اى هستند. بنده خدا نبى توان بلند شدن از روى صندلى مخمل VIP را ندارد. او روى اين قهرمانى خيلى حساب كرده بود اما انتخاب هاى امير
قلعه نويى تمام نقشه هاى او را نقش برآب كرد.
بازيكنان مجبورند جمع و جور كنند تا به هتل برگردند، شام بخورند و به خانه برگردند. بازگشتى كه براى هيچ فردى هيجان ندارد. همه داخل اتوبوس منتظر امير خان هستند، ناصر ابراهيمى بنده خدا از فرط ناراحتى پيشانى اش را گرفته، افشين باورش نمى شود كار تيم تمام شده. امير از لا به لاى نرده ها عبور مى كند تا به اتوبوس برسد آقاى باديگارد قدم به قدم سرمربى گام بر مى دارد. جلوى در اتوبوس مى ايستد با شاهين رحمانى خداحافظى مى كند.
روى صندلى اول مى نشيند. عقب را نگاه مى كند و مى گويد برو آقا!
هيچ كس جرأت نمى كند با او حرف بزند، همه به هم نگاه مى كنند. زير لب
مى گويد: لعنت بر اين شانس!
حرف نمى زند تا ديگران هم نزنند. بازيكنان با قيافه هاى مغموم روى صندلى ولو شده اند. مثل بازيهاى قبل ديگر كسى با تلفن حرف نمى زند. مسير ورزشگاه تا هتل در سكوتى محض و ديوانه كننده سپرى مى شود.
خبرنگاران كره اى در لابى هتل پرنس منتظر ورود تيم ملى هستند. نور فلاش دوربين ها بيداد مى كند. امير قلعه نويى كه حسابى كلافه است دستش را مقابل صورتش مى گيرد تا نور او را اذيت نكند. يكراست به سمت آسانسور مى رود. موبايل ها روشن
مى شود اما بدون سر و صدا. زنگ ها پشت يكديگر. جرأت نمى كنند حرف بزنند. دوستان آقاى مربى كشيك مى كشند كه كدام بازيكن در حال حرف زدن است. على كريمى و مهرزاد شانه به شانه هم از جلوى همه عبور مى كنند. ديگر كسى دوست ندارد امضا بگيرد. يكى از مسافران هتل مى گويد: بى غيرتند، نگاهشان كن يواشكى مى خندند، نه مربى داريم نه بازيكن. مربى تيم ملى بايد با شخصيت باشد.
دوستان امير كه نمى خواهند كسى جو را به هم بزندبه منتقدان مى گويند: «بس كنيد ديگر، چرا چرت و پرت مى گوييد؟»كار به جاى باريك نزديك مى شود اما وساطت چند فرد ناشناس جلوى درگيرى را مى گيرد.
كره اى ها بيرون هتل در خيابان هاى اطراف جشن گرفتند.
تراژدى قهرمانى ادامه دارد. سه سال پيش با برانكو و اين بار با امير قلعه نويى، البته با يك تفاوت بزرگ اين بار جام از دست ما پريد. سه سال قبل در پكن ناداورى اجازه نداد ما به قهرمانى برسيم و اين بار اشتباهات كادر فنى و در رأس آن امير قلعه نويى.
مردى كت و شلوار پوشيده و شيك از كنارمان عبور مى كند و مى گويد: فوتبال ايران به اين باخت ها عادت دارد .حذف در جام جهانى ، ناكامى در دوحه و حالا حذف از جام ملت ها!
در لابى هتل شايعه اى مثل بمب مى پيچد كه همه از آن حرف مى زنند. امير قلعه نويى گفته فردا از سمت خود استعفا مى دهد! خبر كوتاه بود اما مى تواند بازتاب هاى فراوانى داشته باشد كه روزهاى آينده آنها را خواهيم شنيد. ديشب بعد از پايان بازى قبل آنكه تيم ملى به فرودگاه برود تا به تهران برگردد برخى مى گفتند امير تصميم گرفته براى احترام به مردم از سمت خود استعفا دهد تا رييس جديد فدراسيون در تصميم گيرى هاى خود راحت باشد و مشكلى براى بركنارى او نداشته باشد. اين در حالى بود كه عده اى ديگر معتقد بودند اين حركت قلعه نويى يك سناريوى از پيش تعيين شده است. او مى خواهد با اين حركت خود را مظلوم و بى گناه جلوه دهد و شرايط ادامه كار را براى خود فراهم كند
.

امیر خان جات توی سطل آشغالم نیست سطل آشغال بی چاره که باید تحملت کنه

خداحافظ تا بعد قربون هر چی پرسپولیسی <*********> بهار

|+|
نوشته شده توسط : سونیا سارا بهار در تاريخ : دوشنبه یکم مرداد 1386 و در ساعت: 23:44
بازیکنان بزرگ به مربی کوچک باختند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
                                     

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

میخواستم کسب این افتخار بزرگ رو به امیر خان قلعه نوعی تبریک بگم آخه از امیر خان انقدر انتظار نداشتیم !!!!۱ از همون بازی اول و ار بازی با ازبکستان من ازقهرمانی دز اسیا و رسیدن به جام خداحافظی کردم آخه تابلو بود که با این مربیگری به جایی نخواهیم رسید!!!!!!(تیم ایران با بازیکنان بزرگش به مربی کوچکش باخت )

آخه یکی نیست بیاد بگه امیر و چه به سر مربیگری تیم ملی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تیم ملی دیروز تاکتیک نداشت . تیمی که تاکتیک ندارد به کجا میرسد؟؟؟؟؟؟؟در بازی های گذشته شاهد بودیم هاشمیان با اینکه اثر گذاری در روند باری ایران داشت ولی متاسفانه وظیفه ی خود را به عنوان مهاجم انجام نداد و در حتی چند موقعیت گل را به هوا و یا تیر دروازه زد(باید براش عینک بخریم)امیر خان هم مثل مربیان تازه به دوران رسیده (که البته هست) در دقایق آخر بازی طالب لو را جانشین رودباریان کرد و به این نکته توجه نکرد که هر که بهتر باشد بازی میکند نه چون طالب لو چند توپ را در ضربات پنالتی در لیگ برتر مهار کرد در این کار دارای تخصص است

اگه در این بازی از کاظمیان استفاده میکرد یا حتی کعبی را به بازی میبرد میتوانست از سرعت آنها استفاده کند ولی باز هم بی تجربگی ...............

این هم از تیم ملی حالا کجا هستند آنهایی که ایران را شانس اول قهرمانی میدانستند؟

امیدوارم با این تفاسیر به شایستگی های امیر پی برده باشید!!!!!!!!!!!!!!

توقعی بیشتر از این نداشتیم مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عاشق پرسپولیس----------------->> سونیا


 

|+|
نوشته شده توسط : سونیا سارا بهار در تاريخ : دوشنبه یکم مرداد 1386 و در ساعت: 15:49
آمار وبلاگ
افراد آنلاين: نفر
تعداد بازديدها: